By simiya

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر سفر نکنی،
اگر کتابی نخوانی،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،
اگر از خودت قدردانی نکنی .

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
زمانی که خودباوری را در خودت بکشی،
وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند.

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر برده‏ی عادات خود شوی،
اگر همیشه از یک راه تکراری بروی ….
اگر روزمرگی را تغییر ندهی
اگر رنگ‏های متفاوت به تن نکنی،
یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی.

تو به آرامی آغاز به مردن می‏کنی
اگر از شور و حرارت،
از احساسات سرکش،
و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وامی‌دارند، و ضربان قلبت را تندتر می‌کنند، دوری کنی،…..

تو به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر هنگامی که با شغلت،‌ یا عشقت شاد نیستی، آن را عوض نکنی،
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی،
اگر ورای رویاها نروی،
اگر به خودت اجازه ندهی که حداقل یک بار در تمام زندگی‏ات ورای مصلحت‌اندیشی بروی … -

امروز زندگی را آغاز کن !
امروز مخاطره کن !

امروز کاری کن !
نگذار که به آرامی بمیری !
شادی را فراموش نکن

*پابلو نرودا

4 نظر to “”

  1. نارایانا می گوید:

    پس دیر زمانیست که من به آرامی به سمت مردن حرکت کرده ام.

  2. نگارنده می گوید:

    سلام

    یک زمانی بود معتقد بودم به اینکه آنچه میدانی را عمل کن آنچه نیاز داری را خواهی آموخت! دیگر کتاب نمیخواندم! سخن کسی را گوش نمیدادم و …!
    آنقدر اطرافم پر شد از آدمهای کتابخوان وسوسه ی کتاب راحتم نگذاشت و شروع کردم به کتاب خواندن. نمیدانم شاید این آن چیزی بود که نیاز داشتم! اما دوباره حس میکنم نباید بخوانم!
    شاید هم تعریفمان از کتاب اشتباه باشد. به جای این همه کتاب کوچک و بزرگ و رنگارنگ بهتر است نگاهی به کتاب هستی بیندازیم.

    شاد باشید

  3. عقاب می گوید:

    جالب بود.

  4. آرام می گوید:

    “علی در عرش بالا بی نظیر است
    علی بر آدم و عالم امیر است
    به عشق نام مولایم نوشتم:
    چه عیدی بهتر از عید غدیر است”

    سلام
    عیدتون مبارک :)

يك پاسخ برايش بگذاريد